معنیشناسی
سکولاریسم، از مهم ترین مسائل مطرح گردیده در جامعه ها اسلامی[۱] و جزء جداناشدنیِ دنیا و فکر امروزی[۲] و از اصول حکم کننده بر تمدن غرب[۳] شمرده گردیده است. برای سکولاریسم، تعاریف و معناهای زیادی آورده شده میباشد. در یک معنای کلی، مدرسه یا این که عقیدهای تمجید گردیده که رسالت و قلمرو آئین را به معاش شخصی و ارتباط انسان باایمان محصور مینماید و قلمرو مسائل اجتماعی همانند قلمرو سیاست و حکومت را از رسالت آئین بیرون میداند.[۴] بعضا تعاریف دیگر تشریفات مشهد عبارتند از:
سکولاریسم، طلاق نهاد های فقهی (کلیسا در مسیحیت و روحانیت و حوزه در اسلام) از ارگان های حکومت (اعم از قوه اجرایی (دولت) و مققنه و قضائیه) میباشد. طبق این تمجید، آیین به قلمرو مسائل فردی آدم وابستگی داراست و اداره مسائل همگانی جامعه بایستی به دولت واگذار می شود.[۵]
برخی معنای جامع این کلمه و واژه را حذف آیین یا این که به لبه راندن آن در ساحتهای گوناگون معاش بشر همانند سیاست، حکومت، دانش، خوی، اقتصاد و هنر گفتهاند.[۶]
عبدالوهاب مسیری، متفحص مصری، سکولاریسم را به سکولاریسم حداقلی و حداکثری تقسیم کرده و طلاق آیین از سیاست یا این که بنیان حکومت را سکولاریسم حداقلی و طلاق آیین از کل شئون عرفی معاش (اعم از اجتماعی و محرمانه) را سکولاریسم حداکثری نامیده میباشد.[۷]
طلاق آئین از جهان، طلاق آئین از کارها اجتماعی و سیاست،[۸] طلاق آیین از حکومت،[۹] طلاق آیین از سیاست،[۱۰] حکم کننده کردن بهاها و قانون ها اجتماعیِ غیردینی به مکان نظام فقهی، مادی یا این که عرفی کردن کارها، قُدسیزُخان دایی از کارها،[۱۱] آیینگریزی، طرفداری از اصول عرفی و مادی[۱۲] و عرفیگرایی[۱۳] از سایر معانی و تعاریف سکولاریسم اورده شده میباشد.
براساس سکولاریسم، آئین مرجعیت خویش در کارها سیاسی و اجتماعی را از دست میدهد و بعدها اجتماعیِ آیین نادیده گرفته یا این که انکار میشود؛ آئین محصور به قلمروی شخصی و امری کنارهای تلقی میگردد.[۱۴] بدین ترتیب وجه مشترک معانی و کاربردهای گوناگون سکولاریسم، ترک آئین از حوزه مسائل اجتماعی و سیاسی اورده شده میباشد.[۱۵]
عبدالله جوادی آملی، مبنا و محور سکولاریسم را با وجود اختلاف در تمجید و گستره آن، رد حکومت شرعی دانسته میباشد. از لحاظ او، دوست داران سکولاریسم در بایستگی عدم وجود حکومتی بر مبنا آیین واقعهحیث دارا هستند.[۱۶] وصلت را مثال قدسیزدایی یا این که عرفی و مادی کردن کارها مذکور میباشد؛ تزویج در قرن ها وسطای مسیحی، امری مقدس به شمار میرفت و جای عقد وصلت نیز کلیسا بود؛ البته با سیطره سکولاریسم، وصلت به امری عرفی و غیرمقدس تبدیل و جای اجرای آن نیز به محل کار تصویب سندها منتقل شد.[۱۷]
کتاب نسبت آیین و جهان، تاثیر آیتالله جوادی آملی.
واژگان مرتبط
سکولاریسم، کلمه و واژهای غربی و امروزی میباشد و ریشههای کلامی آن نیز به تطورات فکری فلسفه غرب و بعد از رنسانس و سیطره اومانیسم (بشرگرایی) بازمیشود.[۱۸] سکولاریسم متساوی واژه و کلمه «Secularism» در گویش انگلیسی و مساوی عَلْمانِیّة یا این که عَلَمانیة یا این که عِلْمانیة در لهجه عربی میباشد.[۱۹] سکولاریزاسیون، فرآیند سکولار و مادی کردن جامعه را میگویند؛[۲۰] فرایندی که در آن، آیین بهتدریج نقش اجتماعی خویش را از دست می دهد و جنبه شخصی پیدا مینماید. به همین استدلال، دیگر نمیتواند در مسائل همگانی و اجتماعی نقش یا این که مرجعیت داشته باشد.[۲۱]
نقل شده بیشتر اندیشمندان و نویسندگان اهل ایران[۲۲] و همینطور غربی،[۲۳] سکولار را متساوی لائیک و سکولاریسم را مترادف و هم معنی با لائیسیته (لائیسم) می دانند؛[۲۴] البته برخی محققان، در بین آن دو تفاوتهایی ذکر کردهاند.[۲۵] برای مثال بعضا، سکولاریسم را استقلال آحاد سازمانهای اجتماعی از آیین و لائیسیته را طلاق آئین از بنیان حکومت میدانند. برپایه این تمجید، حکومت لائیک در مقابل حکومت فقاهتی جای دارد و لائیسیته یکی زیرمجموعههای سکولاریسم به شمار میرود.[۲۶]
معنیشناسی
سکولاریسم، از مهم ترین مسائل مطرح گردیده در جامعه ها اسلامی[۱] و جزء جداناشدنیِ دنیا و فکر امروزی[۲] و از اصول حکم کننده بر تمدن غرب[۳] شمرده گردیده است. برای سکولاریسم، تعاریف و معناهای زیادی آورده شده میباشد. در یک معنای کلی، مدرسه یا این که عقیدهای تمجید گردیده که رسالت و قلمرو آئین را به معاش شخصی و ارتباط انسان باایمان محصور مینماید و قلمرو مسائل اجتماعی همانند قلمرو سیاست و حکومت را از رسالت آئین بیرون میداند.[۴] بعضا تعاریف دیگر تشریفات مشهد عبارتند از:
سکولاریسم، طلاق نهاد های فقهی (کلیسا در مسیحیت و روحانیت و حوزه در اسلام) از ارگان های حکومت (اعم از قوه اجرایی (دولت) و مققنه و قضائیه) میباشد. طبق این تمجید، آیین به قلمرو مسائل فردی آدم وابستگی داراست و اداره مسائل همگانی جامعه بایستی به دولت واگذار می شود.[۵]
برخی معنای جامع این کلمه و واژه را حذف آیین یا این که به لبه راندن آن در ساحتهای گوناگون معاش بشر همانند سیاست، حکومت، دانش، خوی، اقتصاد و هنر گفتهاند.[۶]
عبدالوهاب مسیری، متفحص مصری، سکولاریسم را به سکولاریسم حداقلی و حداکثری تقسیم کرده و طلاق آیین از سیاست یا این که بنیان حکومت را سکولاریسم حداقلی و طلاق آیین از کل شئون عرفی معاش (اعم از اجتماعی و محرمانه) را سکولاریسم حداکثری نامیده میباشد.[۷]
طلاق آئین از جهان، طلاق آئین از کارها اجتماعی و سیاست،[۸] طلاق آیین از حکومت،[۹] طلاق آیین از سیاست،[۱۰] حکم کننده کردن بهاها و قانون ها اجتماعیِ غیردینی به مکان نظام فقهی، مادی یا این که عرفی کردن کارها، قُدسیزُخان دایی از کارها،[۱۱] آیینگریزی، طرفداری از اصول عرفی و مادی[۱۲] و عرفیگرایی[۱۳] از سایر معانی و تعاریف سکولاریسم اورده شده میباشد.
براساس سکولاریسم، آئین مرجعیت خویش در کارها سیاسی و اجتماعی را از دست میدهد و بعدها اجتماعیِ آیین نادیده گرفته یا این که انکار میشود؛ آئین محصور به قلمروی شخصی و امری کنارهای تلقی میگردد.[۱۴] بدین ترتیب وجه مشترک معانی و کاربردهای گوناگون سکولاریسم، ترک آئین از حوزه مسائل اجتماعی و سیاسی اورده شده میباشد.[۱۵]
عبدالله جوادی آملی، مبنا و محور سکولاریسم را با وجود اختلاف در تمجید و گستره آن، رد حکومت شرعی دانسته میباشد. از لحاظ او، دوست داران سکولاریسم در بایستگی عدم وجود حکومتی بر مبنا آیین واقعهحیث دارا هستند.[۱۶] وصلت را مثال قدسیزدایی یا این که عرفی و مادی کردن کارها مذکور میباشد؛ تزویج در قرن ها وسطای مسیحی، امری مقدس به شمار میرفت و جای عقد وصلت نیز کلیسا بود؛ البته با سیطره سکولاریسم، وصلت به امری عرفی و غیرمقدس تبدیل و جای اجرای آن نیز به محل کار تصویب سندها منتقل شد.[۱۷]
کتاب نسبت آیین و جهان، تاثیر آیتالله جوادی آملی.
واژگان مرتبط
سکولاریسم، کلمه و واژهای غربی و امروزی میباشد و ریشههای کلامی آن نیز به تطورات فکری فلسفه غرب و بعد از رنسانس و سیطره اومانیسم (بشرگرایی) بازمیشود.[۱۸] سکولاریسم متساوی واژه و کلمه «Secularism» در گویش انگلیسی و مساوی عَلْمانِیّة یا این که عَلَمانیة یا این که عِلْمانیة در لهجه عربی میباشد.[۱۹] سکولاریزاسیون، فرآیند سکولار و مادی کردن جامعه را میگویند؛[۲۰] فرایندی که در آن، آیین بهتدریج نقش اجتماعی خویش را از دست می دهد و جنبه شخصی پیدا مینماید. به همین استدلال، دیگر نمیتواند در مسائل همگانی و اجتماعی نقش یا این که مرجعیت داشته باشد.[۲۱]
نقل شده بیشتر اندیشمندان و نویسندگان اهل ایران[۲۲] و همینطور غربی،[۲۳] سکولار را متساوی لائیک و سکولاریسم را مترادف و هم معنی با لائیسیته (لائیسم) می دانند؛[۲۴] البته برخی محققان، در بین آن دو تفاوتهایی ذکر کردهاند.[۲۵] برای مثال بعضا، سکولاریسم را استقلال آحاد سازمانهای اجتماعی از آیین و لائیسیته را طلاق آئین از بنیان حکومت میدانند. برپایه این تمجید، حکومت لائیک در مقابل حکومت فقاهتی جای دارد و لائیسیته یکی زیرمجموعههای سکولاریسم به شمار میرود.[۲۶]

چگونه یک مراسم منظم و بدون دغدغه برگزار کنیم؟